تبليغاتX
 Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker من و پسرم آرین
من و پسرم آرین
آقا آرین پسر نازناز مامان لیلا و بابا بابک
من و پسرم آرین

من وشوهرخوبم بابک در 24بهمن 1381 با هم ازدواج کردیم ودر 14 شهریور 82 بعد از چندماه دوران طلایی نامزدی زندگی مشترکمون رو شروع کردیم وپسر قشنگم 8 اسفند 84 با ورودش به زندگیمون اون رو قشنگتر کرد.

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
پسر یا دختر؟
پائولا
انتظارشيرين
ایلیا کوچولو
آرش جون=وروجک مامان
مامان وشرمینه
روبین
آقا مهدی
هیراد رنگ زندگی
ماهان و مامانش
مامان ماهي
گیج منگولی
دل آرام مامان
ارغوان ومامان و باباش
مامان وبابای نیکان
مامان مرجان و ماهان
مریم پاییزی
ایلیا ستاره طلایی
ريحانه جون ومامانيش
آنديا جون ومامانش
بيتاجون مامان كيان وكيارش
پگاه جون
كوشاجون و مامانيش
مهرساجون
پوريا جون
پگاه وپارسا
پارسا نمكي مامان
روياجون مامان ايليا
يه آرين كوچولوي ديگه
مهديار موش كوچولو
آرين وماماني
پريا جون
نوشین جون مامان هستی
لیلی جون مامان یونا
نیما کوچولو
نیما جون ومامان ریحانه
مامان کیا
شازده ماهان
هدیه مامان ایلیا
هانا دختری از کهکشانی دیگر
مامان شایان
هلیا جون و مامانش
نورا کوچولو
آرتا کوچولو
آریــــــن
نازگلي
كاميار جون و مامانيش
وونوشه مامان ساراكوچولو
نازنين فاطمه جون
آئین کوچولو
ورووجک و مامانی
فاطمه جون و مامان ليلا
هاله مامان ارشیا جون
سيندرلا
من وسارا
فرشته جون مامان فرزام
عروسك مامان
بهاره جون مامان آرين
آرين كوچولو
ارغوان
فرنازجون
زمانه جون مامان پرهام
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
خاطره خوب

گاهي نمي شه اون احساس واقعي رو نسبت به كسي بيان كرد.مثلا اون احساسي رو كه نسبت به آرين 6 ماه پيش داشتم با الان خيلي فرق داره . الان كه تقريبا يك ماه و نيم بيشتر به سه سالگيش نمونده علاقه بين من و اون قابل مقايسه با قبل نيست.به خصوص زماني كه مي بينم حرف منو گوش مي كنه و آخرش مياد بهم مي گه مامان من بچه خوبيم.

عادت بد

اگه يادتون باشه آرين يه عادت بد داشت و اونم اين بود كه بايد حتما رو پا مي خوابيد و به خاطر همين من خيلي عذاب مي كشيدم.فكر كنيين ساعت 3 شب بيدار مي شد منو صدا مي كرد و مي گفت پا...

من بينوا هم كه انگار هر شب پتك مي خوره تو سرم از جام بلند مي شدم تا برم اتاق آرين شش بار مي خوردم به در و ديوار.

اما گوش شيطون كر و چشم شيطون كوووووووووووووووور الان حدود يك ماهي مي شه كه رو پروژه كار كردم.خودمو زودتر زدم به خواب...چراغها همه خاموش...ديدم كم كم داره جواب مي ده...

اما گاهي هم كه لج مي كنه و به هيچ صراطي مستقيم نمي شه رو پا مي خوابونمش.

يه بار كه همينطوري لج كرده بود و من هم داشتم از بي خوابي (طبق معمول)مي مردم بهش گفتم آرين  ... اگه الان بري رو بالش بخوابي فردا بهت جايزه مي دم...يه عكس برگردون ماشين...گفت خاله بده...گفتم باشه به خاله مي گم بهت جايزه بده....ديدم قربونش برم بلند شد و سرشو گذاشت رو بالش و خوابيد.من هم به قولم عمل كردم و خيلي خوشحال شد.

آرين بلا

1)قبلا يه بار تو شيرش عسل ريخته بودم و بهش گفتم آرين ديدي شيرت چه خوشمزه شده مامان.توش عسل ريختم.بعد از يه مدت ديشب هم تو شيرش عسل ريختم.بهش نگفتم.وقتي يه كوچولو بهش دادم ازش پرسيدم آرين..شيرت چه خوشمزه شده مامان...توش چيه؟؟؟ بدون وقفه گفت عسل...

 2)بابك يه كفش زمستوني داره كه فقط تو همين فصل مي پوشه.تو اين يكي دوماه هر وقت مي پوشيد آرين ازش مي پرسيد بابا اين كفشو تازه خريدي؟؟؟بابك هم بهش گفت نه عزيزم خيلي وقت پيش خريدم.اين پروسه چند بار تكرار شد تا چند روز پيش پرسيد باز هم بابك همون جوابو داد.اونوقت آرين گفت : وقتي من تو شكم مامان بودم خريدي؟الهي ...الهي...يعني متوجه اين موضوع شده كه يه زماني آرين تو زندگيمون نبوده...

خاطره خوب

چقدر خوبه كسي از خودش ياد خوب به جا بذاره.ديروز تو اداره مون يكي به عنوان ارباب رجوع اومده بود.معلم عربي  راهنماييمون بود.خانم نظري.يادش به خير.ياد اون روزها افتادم...چه دوران خوبي بود.باهاش سلام كردم ...گفتم منو يادتون مي اد ..گفت قيافتون آشناست...اسممو گفتم بهم گفت آره تو ذهنم هست...بهم گفت من يه دفتر چه يادداشت داشتم كه اسم دانش آموزهامو نوشته بودم.هنوز گاهي درش ميارم و به اسم بچه ها نگاه مي كنم.ازم پرسيد ازدواج كردي؟بچه داري؟چندسالشه؟...ديگه كلي ابراز احساسات كردم.بهش گفتم كه شما جزء معلمهايي بودين كه من هميشه بهتون فكر مي كردم و تو ذهنم هستين...يادش به خير.

پي نوشت ۱: ديروز بعدازظهر آرينو گذاشتمش پيش بابك و رفتم آرايشگاه.وقتي برگشتم ديدم كه آرين كمي تب دراه و حالش خوب نيست.سريعا استامينوفن دادم و چون دكترش صبحهاي پنج شنبه هم ويزيت مي كنه گفتم صبح ببريمش پيش همون.اما خوشبختانه انگاري تبش قطع شد.صبح بابك رفت دنبال مامانم تا پيش آقا آرين بمونه.دعا كنين چيزي نباشه و حالش خوب بشه.

ديدين باز هم پنج شنبه حالش بد شده؟

پي نوشت ۲:اينو ديروز يادم رفت بنويسم كه آرين رابطه اش با شوهر خاله جديدش خيلي خوبه.طوري كه هرچي مي خواد بخوره مي گه عمو بده...يا اينكه وقتي ليندا پيش شوهرش نشسته مياد بينشون مي شينه و با پاش ليندا رو كنار مي زنه .دوست نداره ليندا پيش شوهرش بشينه و بهش مي گه پاشو  .يا هرجايي بخوان برن مي گه من هم بايد باهاشون برم.مي گين چيكار كنم؟؟؟

 

 


[ ]
+
خبر مهم

سلام

فكر كنم كه يه 10 روزي مي شد كه اينترنت نداشتيم.تو خونه هم كه يا وقت نيست يا اينكه همچين مي شينم پاي سيستم انگار اسباب بازي آرين رو آورديم تا باهاش بازي كنه.همش مي گه عكس ماشين برام بيارين.انتخاب هم مي كنه مثلا مي گه 206 آبي .بنابراين ترجيح مي دم روشنش هم نكنم.

از همه دوستهاي مهربونم كه برام كامنت گذاشتين ممنونم.سعي مي كنم در اولين فرصت به همتون سر بزنم.

حالا بريم سر اصل مطلب...

موضوع اينه كه ...خلاصه خاله ليندا ما هم قاطي مرغها شد و اين تعطيلات رو همش دنبال تداركات بعله برون و متعاقب اون عقد كنان بوديم.

اين ته تغاري خانوادمون هم شاهزاده قصه هاش با اسب سفيد اومد دنبالش .اما هنوز نرفته و خونه مامانشه.تا ان شاله سال ديگه بعد از جشن عروسي.

برام جالبه كه ميونه آرين با شوهر خاله جديدش خيلي خوبه .هركاري اون مي كنه آرين هم مي كنه.به ليندا گفتم حالا كه آرين اينقدر حساب مي بره پس باخودتون ببرينش هرجايي كه خواستين برين.

 

بعد از عقدكه روز عيد غدير بود من بدشانس آنفلونزاي سختي گرفتم همراه با تب و لرز كه همچين رفتم دكتر سرم وصلم كردند.يادم نيست تا به حال اينطور سخت مريض شده باشم.

  

تو رو خدا اينقدر يك كلاغ چهل كلاغ نكنين الان هرکی خونده باور کرده.

تو كامنتها خوندم خندم گرفت....بابا...ني ني چيه....تو رو خدا دست بردارين...من خودم داشت باورم مي شد.

                              

         این عکس هم مربوط به بعد از بعله برون وقتی که رفتیم هتل آرین رو هم بردیم. همش در حال بدو بدو  بود.یه پسر ۵ -۶ ساله شیطونتر از خودش تو فامیل داماد پیدا کرده بود و حسابی شیطونی کرد.

Image Hosting by PictureTrail.com

 

ان شاله  همتون خوش و خرم باشین و عروسی و خوشبختی عزیزان شما ....


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!